Daisypath - Personal pictureDaisypath Happy Birthday tickers کوچولوی من









میوه ی عشق ما یه دختره               یه صورت ماه یه قلب مهربون

یه صدا  یه آوا  یه ستاره  یه آرمیتا  

                                               

ادامه مطلب

نوشته شده در دوشنبه نوزدهم بهمن 1388 توسط مهناز| لينک ثابت |


پسر گلم اومدن قدم های کوچکت را به دنیا تبریک میگم

آرش مامان 93/5/5 در ساعت 20/30 متولد شد 

ن :3/600.                قد :52

ادامه مطلب

نوشته شده در سه شنبه هفتم مرداد 1393 توسط مهناز| لينک ثابت |


53 ماهگی گل دخترم مبارک

وزن :15:400                                   قد : 103

دیگه خیلی نزدیک شدم به زمانی که باید دوباره حس مادر بودن رو تجربه کنم برام خیلی غریبه مثل دفعه اول دائم با خودم فکر میکنم من میتونم از پس دو تا بچه بربیام ؟ من میتونم تعادل رو توی رفتارم با هر دو شون حفظ کنم ؟ و بیشتر از همه نگران ارمیتا جونم هستم که مبادا لطمه ای بخوره ! خودم خیلی رعایت میکنم و از تجربه های دیگران و مباحث روانشناسی خیلی کمک میگیرم الحمدالله تو دوران بارداری نه تنها ارمیتا واکنش منفی نداشته بلکه رفتار هاش تحسین برانگیز هم بوده اما وقتی بچه به دنیا بیاد قضیه متفاوت میشه امیدوارم اون موقع هم مثل الان عالی باشه

چند وقت پیش پدربزرگش بهش میگفت من تو رو از همه تو دنیا بیشتر دوست دارم حتی از آرش هم بیشتر سریع برگشته و میگه ولی من داداشیم رو خیلی دوست دارم خیلی ؟!

دیروز برای اخرین بار رفتیم سونو و اقای دکتر صورت بچه رو کامل بهمون نشون داد و گفت بچتون خیلی خوشگله ها صورت گرد با دو تا لپ تپل و یه چونه کوچولو و.. اون توضیح میداد ولی من و بابایی هر دو یه جای دیگه بودیم وقتی اومدیم بیرون هر دو با هم گفتیم شکل ارمیتا بود نه ؟؟ واقعا وقتی تصویر صورتش رو نشون میداد انگار لحظه ای بود که ارمیتا رو برای اولین بار دیدم نمیدونم شاید فقط یه حس بوده حالا باید منتظر باشیم تا ...

ارمیتا جونم تصمیم کبرای خود را گرفت و دو هفته پیش رفتیم وگوشش رو سوراخ کردیم خودش گفت دوست دارم گوشواره داشته باشم یک ماهی هم صبر کردم تا تصمیمش جدی بشه و بعد رفتیم دکتر و ارمیتا مثل یک مرد حتی اخ هم نگفت (عاشقتم )

و چند تا عکس از دخترک گلم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ادامه مطلب

نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم تیر 1393 توسط مهناز| لينک ثابت |


52   ماهگیت مبارک یه دونه دخترم

 وزن :15/300.                               قد : 103

ادامه مطلب

نوشته شده در دوشنبه نوزدهم خرداد 1393 توسط مهناز| لينک ثابت |


سلام 

بخشید که دیر به دیر میایم  آخه مامان اصلا حال و روز خوشی نداره  یا در حال استراحته هر وقت هم که حالش خوب باشه انقدر کار واسه انجام دادن داره  که وقت نمیکنه بیاد بلاگ 

این داداشی ارمیتا انقدر اون تو داره شیطونی میکنه و مامان رو اذیت میکنه که نگو البته من نسبت به تجربه قبلی میگم خیلی نمیدونم شاید هم خیلی نباشه آخه سر ارمیتا خیلی راحت بودم  و بارداری نسبتا خیلی خوبی داشتم اما الان کاملا متفاوته مامانم میگه تو کارت زیاده و تو داری اونو اذیت میکنی نه اون تو رو  نمیدونم خلاصه تقصیر با کیه خدا داند 

آرمیتا جونم از اومدن داداشی خیلی خیلی خوشحاله و واسه اومدنش ثانیه شماری میکنه 

اسم داداشی رو هم قراره بزاریم آرش  البته ارمیتا هر وقتی فیلش یاد هندستون میکنه و با توجه به همه صحبت هایی که باهاش کردیم هر وقتی میگه ولی من دوست دارم اسم داداشیم ارشام  باشه حالا از کجا شنیده که خوشش اومده نمیدونم 

هر روز کلی با داداشیش صحبت میکنه و براش شعر و قصه میخونه  و بهش زبان یاد میده و ....

خلاصه که تا الان صلح و صفا بر پاست 

تا اومدن آرش کوچولو  ما 1 ماه و نیمی مونده  مامان هم مثل ارمیتا روز شماریش شروع شده 

دفعه بعد با عکس های زیبای دخملکم میام 

فعلا بای 

 

ادامه مطلب

نوشته شده در یکشنبه هجدهم خرداد 1393 توسط مهناز| لينک ثابت |


51 ماهگی گل دخترم مبارک

وزن : 15/100                        قد : 103 

ادامه مطلب

نوشته شده در جمعه نوزدهم اردیبهشت 1393 توسط مهناز| لينک ثابت |


بلبلان آواز در گل یافتند

شاعران در زن تکامل یافتند

زن محبت را تلافی میکند

 خستگی را ترمه بافی میکند

زن درخشان میکند الماس را

زن تجلی میدهد احساس را

تقدیم به همه ی زنان و  مامان های  خوب دنیا

روز همگیتون مبارک

من امسال بهترین کادو دنیا رو از دختر گلم گرفتم یه نقاشی سه تا گل خوشگل و ۱۰ تا بوسه

اینم  نقاشی دخترم

اینم یه شاهکار هنری دیگه از دخترم فقط اخری خسته شد چند تا گلش رو مامان کمک کرده

این تصاویر زمستونی هم واسه همون برفی که تو عید اومد و ما رو از مسافرت برگردوند

گلهای بهاری در حیاط مامان نگار

آرمیتای گلم و پرهام جون و پارمیس جون در عروسی

ادامه مطلب

نوشته شده در یکشنبه سی و یکم فروردین 1393 توسط مهناز| لينک ثابت |


 

۵۰ ماهگی دختر کوچولوم مبارک

 

وزن : ۱۵                                     قد : ۱۰۱

الهی ۵۰۰۰ ساله بشی گلم

ادامه مطلب

نوشته شده در سه شنبه نوزدهم فروردین 1393 توسط مهناز| لينک ثابت |


سلام

امیدوارم تعطیلات به همگی خوش گذشته باشه

ما امسال هم اول عید یه عروسی داشتیم عروسی آقا کمال و مهشید جون

و از اول عید هم سرمون به عید دیدنی گرم بود هم به مهمونی و عروسی

عروسی شون روز ۳عید بود روز سالگرد عروسی ما

۵ عیدهم عروسی دوست بابا علی بود روز ۶ هم راهی مسافرت شدیم به قول آرمیتا رفتیم شمال بابا حسن

دو  سه روز اول هوا خوب بود اما روز چهارم بارندگی شروع شد و روز پنجم و ششم برفی بارید که ما در زمستان هم در شهر خودمون همچین برفی ندیده بودیم و همان روز ششم شبانه برگشتیم

روز ۱۳ هم که با خانواده گشتی در اطراف شهر زدیم و ۱۳ را به در کردیم

عید و تعطیلات خوبی داشتیم امیدوارم تمام سال برایمان همینگونه خوب رقم خورده باشد

ادامه مطلب

نوشته شده در شنبه شانزدهم فروردین 1393 توسط مهناز| لينک ثابت |


سلام 

عید همتون مبارک

سالگرد ازدواج ما  هم مبارک 

امیدوارم تعطیلات به همگی خوش بگذره

توی سال جدید میخواستم یه خبر هم به دوستای گلم بدم  آرمیتا جون مامان تا 4 ماه دیگه صاحب یه داداش کوچولو میشه

همگیمون از این اتفاق خیلی خوشحالیم مخصوصا آرمیتا ی مامان که الان یک سالی میشه که برای خودش چهار تا خواهر و برادر خیالی داره که تو شکم مامان هستن اولشم که بهش گفتیم قرار یه داداش کوچولو بیاد پیشت میگفت آبجی داداشم قرار بیان !؟ آخه همش میگفت مامانم قرار دو تا ابجی داداش برام بیاره یه جفتشون رو اسمشون رو گذاشته بود علی احمد و پارمیتا  و یه جفتشم  امیر عباس و ستاره  فکرشو بکن؟!

ولی الان دیگه با بودن یه داداش کنار اومده ولی هر از گاهی میپرسه پس آبجی پارمیتا کی میاد ؟ یا اگه ابجی پارمیتا هم بیاد فلان کار رو میکنیم ! خلاصه بچم به یه داداش و یه خواهر قانع نیست ؟!!!!!

اینم چند تا عکس از دختر گلم کنار هفت سین 93





اینم آرمیتا جونم و پرند کوچولو و خاله مهرسا 


ادامه مطلب

نوشته شده در یکشنبه سوم فروردین 1393 توسط مهناز| لينک ثابت |



Designed By :HAMRAZ