سلام سلام
من و نی نی دیروز رفتیم سونوگرافی 
البته مامان شوهری هم باهامون اومده بود یعنی من بردمش 
اولش نمیذاشتن که مامان بزرگ بچه بیاد تو
میگفتن اگه همراه میخواستین باید از قبل میگفتین (ساعت خاصی بود که با همراه نوبت میدادن )
خلاصه من رفتم تو اتاق سونو که یکهو دیدم مامانی اومد تو
چه فنی پیاده کرده بود که خانومه گذاشته بود بیاد تو نمیدونم

وقتی هم اومد تو اتاق دکتره بهش گفت خانم کجا ؟ مامانی هم گفت منم اومدم که نگاه کنم 
دکتره گفت چی رو میخوای نگاه کنی ؟
مامانی هم گفت : نوه ام رو 
بیچاره دکتره
دیگه هیچی نگفت و به مامانی گفت پس بیا شما نگاه کن برو تا من بعدش کارمو شروع کنم
بعدش تمام اجزای بدن نی نی کوچولوی منو داشت بهش نشون میداد ولی من نمیتونستم ببینم
گفتم آقای دکتر خودم هم میخوام نگاه کنم آخه دلم داشت غش میرفت وقتی دکتره میگفت این دستشه این کف پاهاشه این ستون فقرات و................
اونم منو اذیت کرد و گفت نمیشه فقط یه نفر میتونه ببینه که نمایندتون دید
من اینقدر عصبانی شدم
فکر کردم جدی میگه 
اما بعد از اینکه مامانی رو فرستاد بیرون و کارهای خودش رو هم انجام داد صفحه مانیتور رو چرخوند طرف منو گفت حالا بیا نگاه کن











حسابی ذوق کردم 
الهی فدات بشم خوشگل من میدونی وقتی نگات میکردم تو به شکم خوابیده بودی 
خلاصه کلی حرکات موزون از خودت نشون دادی 
ولی این دکتر بیچاره هر کاری کرد نذاشتی بفهمه که تو دختری یا پسر ؟
بابایی میگه چون من نبودم نی نی حرف شما رو گوش نمیکرده 
آخه بابایی نتونست که بیاد ولی موقعی که اومده بود دنبالمون اینقدر ذوق زده بود وقتی بهش گفتم دکتر گفته نی نی تون سالمه سالمه کلی خوشحال شده بود کم مونده بود بره دکتر رو ماچ کنه 
من و بابایی بی صبرانه منتظر اومدنتیم عزیزم 