X
تبلیغات
Daisypath - Personal pictureDaisypath Happy Birthday tickers کوچولوی من









میوه ی عشق ما یه دختره               یه صورت ماه یه قلب مهربون

یه صدا  یه آوا  یه ستاره  یه آرمیتا  

                                               

ادامه مطلب

نوشته شده در دوشنبه نوزدهم بهمن 1388 توسط مهناز| لينک ثابت |


 

۵۰ ماهگی دختر کوچولوم مبارک

 

وزن : ۱۵                                     قد : ۱۰۱

الهی ۵۰۰۰ ساله بشی گلم

ادامه مطلب

نوشته شده در سه شنبه نوزدهم فروردین 1393 توسط مهناز| لينک ثابت |


سلام

امیدوارم تعطیلات به همگی خوش گذشته باشه

ما امسال هم اول عید یه عروسی داشتیم عروسی آقا کمال و مهشید جون

و از اول عید هم سرمون به عید دیدنی گرم بود هم به مهمونی و عروسی

عروسی شون روز ۳عید بود روز سالگرد عروسی ما

۵ عیدهم عروسی دوست بابا علی بود روز ۶ هم راهی مسافرت شدیم به قول آرمیتا رفتیم شمال بابا حسن

دو  سه روز اول هوا خوب بود اما روز چهارم بارندگی شروع شد و روز پنجم و ششم برفی بارید که ما در زمستان هم در شهر خودمون همچین برفی ندیده بودیم و همان روز ششم شبانه برگشتیم

روز ۱۳ هم که با خانواده گشتی در اطراف شهر زدیم و ۱۳ را به در کردیم

عید و تعطیلات خوبی داشتیم امیدوارم تمام سال برایمان همینگونه خوب رقم خورده باشد

ادامه مطلب

نوشته شده در شنبه شانزدهم فروردین 1393 توسط مهناز| لينک ثابت |


سلام 

عید همتون مبارک

سالگرد ازدواج ما  هم مبارک 

امیدوارم تعطیلات به همگی خوش بگذره

توی سال جدید میخواستم یه خبر هم به دوستای گلم بدم  آرمیتا جون مامان تا 4 ماه دیگه صاحب یه داداش کوچولو میشه

همگیمون از این اتفاق خیلی خوشحالیم مخصوصا آرمیتا ی مامان که الان یک سالی میشه که برای خودش چهار تا خواهر و برادر خیالی داره که تو شکم مامان هستن اولشم که بهش گفتیم قرار یه داداش کوچولو بیاد پیشت میگفت آبجی داداشم قرار بیان !؟ آخه همش میگفت مامانم قرار دو تا ابجی داداش برام بیاره یه جفتشون رو اسمشون رو گذاشته بود علی احمد و پارمیتا  و یه جفتشم  امیر عباس و ستاره  فکرشو بکن؟!

ولی الان دیگه با بودن یه داداش کنار اومده ولی هر از گاهی میپرسه پس آبجی پارمیتا کی میاد ؟ یا اگه ابجی پارمیتا هم بیاد فلان کار رو میکنیم ! خلاصه بچم به یه داداش و یه خواهر قانع نیست ؟!!!!!

اینم چند تا عکس از دختر گلم کنار هفت سین 93





اینم آرمیتا جونم و پرند کوچولو و خاله مهرسا 


ادامه مطلب

نوشته شده در یکشنبه سوم فروردین 1393 توسط مهناز| لينک ثابت |


این عید پر از عطر دل انگیز خـــداست

سرشار ترین آینه ی خــــاطره هاست

نوروز خوشت همیشه رنگین با عـشق

آراسـته با دلی که همراه خـــــداست

مثل لحظه ای که باغ, در ترنم ترانه شکوفا میشود و غرق در شکوفه میشود روزگارتان بهـار

لحظه هایتان پر از شکوفـه باد. سال نـو مبارک

یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند

یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که می خواهم باشند

یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم

که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی تواند مرا با خود آشتی دهد

یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم

چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باش


عید همه دوستای گلم مبارک

ادامه مطلب

نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392 توسط مهناز| لينک ثابت |


49 ماهگیت مبارک ماه من

 وزن : 14.700                                       قد : 101

امیدوارم همیشه شاهد خنده های شیرین تو باشم 

ادامه مطلب

نوشته شده در دوشنبه نوزدهم اسفند 1392 توسط مهناز| لينک ثابت |


سلام سلام

 خلاصه منم خاله شدم

 آرمیتا جونم 10 ده روز پیش صاحب یه دختر خاله ناز شد به اسم پرند  

از اینکه لقب دختر خاله رو بکار میبریم خیلی کیف میکنه دخترم احساس بزرگ تر بودن میکنه و این احساس رو خیلی دوست داره

 منم از اینکه خاله شدم خیلی خوشحالم حس جدیدیه !!؟ 

اینم چند تا عکس از پرند کوچولو




آرمیتا جونم با دو تا کلمه جدید برخورد کرده که این چند وقت دائم بکارشون میبره و هر دو رو اشتباه میگه و من و بابا کلی کیف میکنیم بابا براش ساعت مچی خریده دائم ساعت رو اعلام میکنه مثلا میگه مامان ساعت 4 چون عبرقه بزرگه روی 4 . یکی هم کلمه دایناسور که میگه دانییاسور

. دخترم امروز فاینال زبان داشت و نمره کامل گرفت و از بابا بزرگش جایزه یه پیراهن تور دار و یه کفش گرفته وقتی رفتیم خرید ماروکشت که برام پیراهن تور دار بخرید که من زیر بار نرفتم و انقدر پیش بابا بزرگش با آب و تاب گفت که من پیراهن توری دوست داشتم مامان نخریده که بابا بزرگش گفت خودم برات میخرم و خلاصه امروز بعد از امتحان رفتیم و یه پیراهن تور دار خریدیم خلاصه. 

 فعلا بای

ادامه مطلب

نوشته شده در شنبه هفدهم اسفند 1392 توسط مهناز| لينک ثابت |


سلام به همه دوستان خوبم 

ما اومدیم با عکسای تولد ارمیتا جون 

البته امسال تولدش اونچه که من میخواستم نشد از کیک بگیر که کیک پز نبود و شاگردش درست کرد و اونی که ما میخواستیم نشد تا تزئینات که به علت کمبود وقت نتونستم انچه در سر داشتم اجرا کنم آخه سه شنبه دفاع داشتم و جمعه شب  تولد آرمیتا  این وسط هزار تا کار دیگه هم بود 

اما تولد حسابی بهمون خوش گذشت و مهمونامون از هر سال بیشتر بود و دور هم حسابی خوش گذروندیم جای همگی خالی 

و اما عکس ها 








ادامه مطلب

نوشته شده در سه شنبه ششم اسفند 1392 توسط مهناز| لينک ثابت |


سلام

تولد یه دونه گلم مبارک

امروز روز توست روز میلادت

 دنیا تبسم کرده است امروز با یادت

امروز بی شک آسمان آبی ترین آبیست

چرخ و فلک همچون دلم درگیر بی تابیست

تولدت مبارک

امشب چه ناز دانه گلی در چمن رسید

گویی بساط عیش مداوم به من رسید

نور ستاره ای در شب تولدش

انگار که فرشته ای از ازل رسید

تولد فرشته کوچکمان مبارک

ادامه مطلب

نوشته شده در شنبه نوزدهم بهمن 1392 توسط مهناز| لينک ثابت |


سلام

وای یه نفس عمیق میکشم وبعد شروع میکنم به نوشتن

آخر این پایان نامه هزار و یک شب من به پایان رسید و با گرفتن نمره کامل از کارم میتونم به راحتی یه نفس عمیق بکشم نه من بلکه همه خانواده  مخصوصا همسر مهربونم  که همه جوره پشتم بود اول کمک خدا و بعد هم کمک های بی دریغ او همین جا ازش تشکر میکنم ان شاالله بتونم براش جبران کنم

تا یک ماهه دیگه دارم خاله میشم  حس غریبیه برام   هنوز نمیتونم لمسش کنم آرمیتا جونم هم داره دختر خاله دار میشه اونم خوشحاله ( از ضربه هایی که نا غافل به شکم خالش میزنه معلومه البته اروم  ) خوب بچم خالش رو خیلی دوست داره دیگه !!!

آرمیتا جونم یه ۲ هفته ای میشه که داره میره کلاس زبان بعد از جلسه اول کمی با بی میلی و غر غر میره کلاس

نمیدونم چرا ؟ ولی عملکردش تو کلاس عالیه و مربیشون ازش راضیه چرا دوست نداره بره نمیدونم ؟؟

یه سرما خوردگی کوچولو داره که دو هفته ای هست ول نمیکنه بچمو  وقتی آرمیتا مریض میشه کلی عذاب میکشم

ما رو کشته تو این دهه فجر با پرچم ایران و خاطرات سال ۸۵ ( منظورش همون ۵۷ ) دائم در حال سوال پرسیدنه ؟! عرق ملی داره بچم  دیگه !

 

ادامه مطلب

نوشته شده در پنجشنبه هفدهم بهمن 1392 توسط مهناز| لينک ثابت |



Designed By :HAMRAZ